روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

448

شرح شطحيات ( فارسى )

قدم تا به آباد موضع « 1 » نظر و لطف و خطاب « 3 » خود كرد ، - آن جمله صفات او بود . گفت غريب كه در ذات او آن ذات ذات او بود « 2 » ، يعنى واحدست از جميع معانى . ( 801 ) آنگه نظر كرد بمعنيئى از معانى او در محبّت بانفراد ، يعنى نظر كرد بعشق بجميع صفات در محبّت « 4 » ، تا نور محبّت پيدا شد . آنگه حقّ بدان متفرّد شد در قدم ، نه آن را اوّلى بود . كبريا نمود بر محبّت . آنكه به محبّت كبرياء خود بجميع كبريا و عشق « 7 » . آنگه عشق و محبّت يكسان شد بجميع صفات بىصيرورت و تكرار و بىمحادثت و مخاطرت و بلوغ . كشفى بود در كشفى ، و نظرى در نظرى ، تخيّل و مخائيل نبود . ( 802 ) آنگه مدح كرد نفس خويش را به محبّت . آنگه محبّت بستود بنفس خويش بنعت تجلّى ازل و أبد و مشيّت و جميع صفات و ذات در محبّت . ديگر تجلّى كرد در محبّت بنعوت و اسما ، ( و آن را ) پاك گردانيد « 14 » بذات خويش و بر ذات خويش . گفت : ارادتش باشد كه بيند اين صفت از عشق بانفراد . نظر كند در آن ، و باز آن خطاب كند . ( 803 ) آنگه نظر كند در ازل ، و بياورد صورتى كه آن صورت اوست و ذات او . آن خواهد كه صفت ظاهر شود در صفت بىتصوير

--> ( 1 ) موضع SM : موقع A ( 3 ) و خطاب : خطاب SM و خطابه A ( 2 ) كه در ذات او آن ذات ذات او بود SM : و هى فى ذاته ذاته A ( 4 ) يعنى . . . در محبت SM : اى ثم أقبل بالعشق و جميع الصفات الى المحبة A ( 7 ) كبريا نمود بر محبت آنگه به محبت كبرياء خود بجميع كبريا و عشق SM : فتكبر بتكبر المحبة ثم كبر محبته بجميع كبريائه و عشقه A ( 14 ) و آن را پاك گردانيد : پاك گردانند SM و قدسها A